قراردادهای دراز مدت گاز
کشور ما در مقام دوم دومین
کشور دارای ذخائر بزرگ گاز و شرکت ملی نفت ایران بعنوان دارنده مقام اول
مالکیت ذخائر گازی در بین شرکت ها از اهمیت و نقش غیر قابل انکاری در بازار این کالای
استراتژیک برخوردار هستند. نقشی که متاسفانه با راندمان پائین تا به امروز
همراه بوده است. متاسفانه بعلت وجود پاره ای مسائل، بخصوص بحث تحریم، گاز ما تا
کنون نتوانسته راهی بازارهای اصلی یعنی اروپا و شرق آسیا شود. نبود تکنولوژی
مایع سازی، نبود زیر ساخت های مناسب و البته عدم تمایل
اروپا به خرید گاز از ایران سه دلیل عمده ماندن گاز ایران در مخازن است. قطر، اما، در
مجاورت ما و با مخزنی که با ما مشترک است امروز به قطب بزرگ صادرات ال ان
جی و جی تی ال جهان تبدیل شده است. ظرفیت کنونی ال ان جی قطر در حدود 77.2
میلیون تن در سال و ظرفیت جی تی ال این کشور نیز رقمی در حدود 174 هزار
بشکه در روز است در حالیکه ما با شرایطی بهتر سهمی در هیچکدام از این دو بازار نداریم. این در حالیست که هزینه تولید پائین گاز در خاورمیانه (0.3 تا 0.5
دلار در هر میلیون بی تی یو یا به روایتی 1.8 تا 3 دلار در هر بشکه نفت
معادل)، قیمت پائین خوراک گاز (برای کشورهائی مثل ایران و قطر که مالک مخزن
هستند صفر در نظر گرفته می شود)، نگرانی های زیست محیطی و همچنین قیمت بالای نفت و محصولات نفتی و
البته کشش بازار عواملی هستند که دنبال کردن طرح های گازی را توجیه می
کند. چشم انداز بازار گاز آینده مناسبی را برای کشورهای دارنده این منبع انرژی فراهم ساخته
است. این کشورها با بهینه سازی صنعت و تکنولوژی مورد نیاز جهت توسعه
میادین گازی و همچنین آماده سازی زیر ساخت های مناسب بهمراه فهم دقیق از
بازار گاز (که عمدتا در قالب قرارداد های گازی خود را نشان می دهد) می توانند
حداکثر استفاده را از شرایط فعلی و آینده بازار ببرند. در اینجا سعی خواهم
کرد به بخش دوم یعنی قراردادهای گازی اشاره ای مختصر داشته باشم و به
مکانیزم و ساز و کار قراردادهای دراز مدت گازی گریزی بزنم امید است که مفید
ذائقه خوانندگان محترم قرار گیرد.
چارچوب کلاسیک یک توافقنامه خرید و
فروش گاز (Gas Sale and Purchase Agreement) از سه بند کلی تجاری، مسئولیت ها و
تعهدات طرفین طرفین در قبال همدیگر و همچنین مبحث عملیاتی (هر کدام با جزئیات خاص) تشکیل شده است.
در مباحث عملیاتی به موضوعاتی پیرامون مالکیت تاسیسات، ارتباطات و تبادل
اطلاعات، نحوه پرداخت ها، محرمانه بودن مفاد قرارداد و مواردی از این دست
اشاره می شود. در مبحث مسئولیت ها و تعهدات طرفین موارد فورس ماژور، مرجع
حل اختلاف فنی، مرجع حل اختلاف حقوقی (دادگاه ذیصلاح)، قانون مورد قبول طرفین و تعاریف ذی
ربط توصیف شده اند. فورس ماژور به مواردی اتلاق می شوند که بصورت کلی یا
جزئی باعث تعلیق قرارداد می شوند. این موارد اتفاقاتی هستند که به اصطلاح
غیر قابل پیش بینی، غیر قابل رفع و از اراده هر دو طرف نیز خارج هستند؛
مثلا بلاهای طبیعی، انفجار، حوادث عملیاتی و .... تمرکز اصلی این مقاله به
مبحث تجاری قراردادهای دراز مدت گازی است. پارامتر های اصلی این مبحث
عبارتند از نوع قرارداد، کمیت و کیفیت گاز، مدت زمان و قیمت گذاری.
در
حال حاضر دو نوع قرارداد دراز مدت گازی وجود دارند که بر اساس میزان ذخیره
گاز تعریف شده اند. این دو قرارداد عبارتند از قراردادهای نوع Depletion و
قراردادهای نوع Supply. در قراردادهای نوع Depletion تمام ذخیره قابل
برداشت و اقتصادی گاز یک میدان یا مخزن به فروشنده تعلق می گیرد. به همین
خاطر در متن قرارداد موقعیت جغرافیائی میدان و همچنین موقعیت قراردادی
میدان باید بصورت دقیق تعریف شود. در اینچنین قرارداد که عمدتا مربوط به
کشورها یا مالک هائی با حجم اندک گاز می باشد خواسته یا ناخواسته
بخشی از ریسک به خریدار منتقل می شود چرا که بصورت دقیق نمی توان تعیین کرد
که ذخیره گاز تا کی تخلیه خواهد شد. البته فروشنده موظف است کلیه اطلاعات
فنی مخزن را به خریدار تسلیم نماید. این نوع قرارداد معمولا
بیشتر تامین کننده نظر فروشنده هاست ولی بخاطر ریسکی که در بالا اشاره شد
معمولا خریدار قدرت چانه زنی بالاتری داشته و می تواند گاز را با قیمتی
ارزان تر بخرد.
قراردادهای نوع Supply به قراردادهائی اتلاق می شود که
فروشنده مکلف به تحویل حجم مشخصی گاز در طول سال به خریدار است. معمولا مدت
زمان این نوع قراردادها چند ساله و اغلب بیست تا بیست و پنج ساله است.
کشورهایی با ذخیره قابل توجه گاز از این نوع قرارداد استفاده می کنند. گاز
مورد معامله تحت این قرارداد از منابع مختلفی می آید (مثلا از چندین میدان)
و فروشنده متعهد به تحویل میزان گاز قرارداد شده می باشد و اجباری به
انتقال داده های فنی مخازن به خریدار هم ندارد. این نوع قرارداد ریسکی که
در مورد بالا به آن اشاره شد را نداشته فلذا بیشتر مورد توجه خریداران است.
در قراردادهای گازی باید حجم گاز مورد معامله بطور دقیق در مقیاس زمانی روزانه
و سالانه تعریف شود. اولین پارامتری که در این بند از قرارداد به آن اشاره
می شود میزان سالانه گاز تحویلی در سال است. یعنی باید تعریف شود که در سال
فروشنده مکلف به ارسال چه میزان گاز به بازار کشور هدف است. این میزان
بصورت روزانه هم تعریف می شود یعنی مقدار گازی که باید در طول یک روز به
خریدار تحویل شود تعریف می شود. مثلا در قرارداد گازی بین ایران و ترکیه می
بینیم که ایران متعهد به ارسال 30 میلیون متر مکعب گاز به کشور ترکیه بصورت روزانه است.
در این قرارداد همچنین باید ماکزیمم و مینیمم مقدار گازی که فروشنده متعهد
به تحویل آن بصورت روزانه به مشتری است ذکر شود که مثلا می شود 110% و 90%
میزان گاز تعهد شده. همچنین پارامتری بعنوان فاکتور نوسانی یا Swing
Factor تعریف می شود که عبارت است از تقسیم ماکزیمم میزان گاز تعهد شده در
روز بر میزان عادی گاز تعهد شده در روز (در اینجا همان 110%). در
قراردادهای دراز مدت گاز برای خریدار و فروشنده حقوقی تعیین می شود از جمله
اینکه خریدار این حق را دارد که هر روز میزان گازی را بین مقدار ماکزیمم و
مینیمم گاز قرارداد شده از فروشنده در خواست کند (مقداری بین 90% تا
110% در اینجا). هر دو طرف نیز تعهداتی در قبال هم دیگر خواهند داشت که آن
هم باید در متن قرارداد گنجانده شود. مثلا خریدار باید میزان حداقلی از گاز را در
طول روز و نهایتا در طول سال تحویل بگیرد و گر نه باید بهای آن
را بپردازد (اصطلاحا بند Take or Pay). این مقدار مینیمم هم باید در متن
قرارداد تعریف شود مثلا 100% یا 90% گاز تعهد شده (بسته به توافق طرفین). البته بر اساس همین بند دو حق
برای خریدار در نظر گرفته می شود مثلا اگر در موردی که خریدار کمتر از این
مقدار مینیمم گاز بردارد و وی مجبور به پرداخت بهای گاز شد این حق برای او
محفوظ است که طی یک مدت توافقی (مثلا تا دو سال) اگر وی گازی بیشتری از
میزان مینیمم بردارد آن بخش اضافی شامل تخفیف می شود (بند Make Up Gas).
همچنین در مواردی که خریدار بیشتر از مینیمم تعهد روزانه اش بردارد این حق
برای او محفوظ است که طی یک مدت توافقی اگر بند Take or Pay را نقض کرد از
تخفیف در جریمه برخوردار شود (بند Excess Gas). از آن طرف هم فروشنده
متعهد است که میزان گاز درخواستی (مقداری بین مینیمم و ماکزیمم مقدار گاز
تعهد شده) از طرف خریدار را تحویل وی دهد؛ حتی اگر هر روز وی درخواست مقدار
ماکزیمم کند. در قرارداد همچنین جریمه های مربوط به قصور فروشنده از تحویل
گاز مورد درخواست خریدار نیز تعریف می شود.
کیفیت و شرایط تحویل گاز
نیز از موارد با اهمیتی است که در قراردادهای دراز مدت گاز باید بدقت تعریف
شوند. از جمله این موارد به خصوصیات حرارتی گاز، ترکیب گاز، خصوصیات فشاری
و دمائی در نقطه تحویل، محدودیت های تغییرات مجاز، محل تحویل گاز و همچنین
مواردی که خریدار می تواند گازی را از نظر عدم برآورده کردن شرایط کیفیتی
پس بزند بهمراه جریمه هائی که فروشنده در زمان تحویل گازی بی کیفیت به
خریدار باید بپردازد می بایست بخوبی تعریف شوند.
از همه مطالب بالا
مهمتر در یک قرارداد باید قیمت گاز مبادله شده نیز بخوبی تعریف شود. در
قراردادهای گازی معمولا گاز را به دو صورت قیمت گذاری می کنند یا Cost Plus
و یا Netback Pricing. در مورد اول فروشنده هزینه های تولید و انتقال تا
نقطه تحویل را حساب کرده و درصد سودی را به آن اضافه می کند. ولی در مورد
دوم که به آن ارزش بازاری گاز (Gas Market Value) هم اتلاق می شود قیمت گاز را در رقابت با
منابع دیگر انرژی در بازار هدف تعریف می کنند. باید توجه داشت که گاز یک
منبع انرژی فرعی است و می تواند براحتی با منابع دیگر انرژی جایگزین شود.
گاز برای بدست آوردن بازار باید با دیگر منابع انرژی رقابت کند. مثلا در
صورتیکه قیمت آن خیلی بالا باشد شاید مصرف کننده ها بجای گاز از ال پی جی
استفاده کنند یا تولید کنندگان برق بجای گاز از ذغال سنگ استفاده کنند. لذا
قیمت گاز در بازارهای هدف بر اساس تلفیقی از سوخت های جایگزین محاسبه می
شود. بعلت نبود یک شاخص جهانی (مثل نفت که سه شاخص اصلی برنت، WTI و عمان -
دبی را دراد) معمولا از شاخص های محصولات نفتی در بازارهای هدف استفاده می
کنند. با انجام یک مطالعه در بازار هدف سوخت های جایگزین گاز شناسائی شده و
وزن هر کدام از آنها در بازار تعیین می شود. مثلا مشخص می شود که گازوئیل
60%، نفت سفید 20% و ال پی جی هم 20% بازار را بخود اختصاص داده اند. بر
اساس این سه شاخص فورمولی را برای گاز طراحی می کنند. مثلا
P=Po+0.6(GO-GOo)+0.2(FO-FOo)+0
که در اینجا Po قیمت گاز در در روز بستن قرارداد است، GOo، FOo و LPGo
بترتیب قیمت های گازوئیل، نفت سفید و ال پی جی در روز بستن قرارداد است.
این قیمت ها را از آژانس های قیمت گذاری مثل پلتز یا آرگوس اخذ می کنند. در
قرارداد باید این آژانس مرجع نیز تعریف شود. GO، FO و LPG نیز قیمت این
شاخص ها در روز بروز رسانی قیمت هاست. معمولا هر سه ماه یکبار قیمت گاز
بروزرسانی می شود. البته این فورمول ها می توانند در طول قرارداد بنا
بدلائلی خاص تغییر کنند که از آن جمله می توان به شرایط بحران اقتصادی
اشاره کرد. در بحث قیمت گذاری همچنین باید ارز مرجع (مثلا یورو به دلار یا هر ارز دیگری) و نیز مرجع تبدیل ارزها (مثلا بانک مرکزی اتحادیه
اروپا) تعریف شوند .
باید توجه داشت که بازار گاز یک بازار منطقه ایست و قیمت آن در
هر منطقه طبق اصول خاص خودش تعریف می شود. مطالب بالا اشاره به تعیین قیمت
گاز در بازار اروپا داشت. این قیمت گذاری در آمریکا متفاوت بوده و معمولا
بصورت درصدی از قیمت روز گاز در هنری هاب (Henry Hub) است. در ژاپن نیز چون
اغلب محموله ها بصورت ال ان جی (مایع) وارد می شود از شاخصی بنام JCC یا
Japan Crude Cocktail استفاده می شود. JCC متوسط وزنی قیمت نفت های خامی
است که ژاپن روزانه وارد می کند. این پارامتر توسط اداره گمرک ژاپن اعلام می شود.
به دلیل منطقه ای بودن بازار گاز است که در روزی که قیمت گاز در آمریکا 2
دلار در هر میلیون بی تی یو (یعنی 12 دلار در هر بشکه معادل نفت) است قیمت
گاز در اروپا حدود 11 دلار در هر میلیون بی تی یو (66 دلار به ازای هر بشکه
معادل نفت) و در ژاپن 18 دلار بر میلیون بی تی یو (معادل 108 دلار به ازای
هر بشکه معادل نفت) است.
آنچه که مسلم است قراردادهای گازی و اساسا بازار های گاز با توجه به
تغییراتی که در بازارهای بزرگ این محصول در حال انجام است در آینده تغییراتی اساسی خواهند
داشت که از آنجمله می توان به جهانی شدن بازار گاز (بجای منطقه ای بودن)،
کوتاه تر شدن مدت قرارداد، افزایش انعطاف قراردادها (Take or Pay, Make Up
Gas, ...)، رقابت گاز با گاز بجای رقابت با محصولات نفتی، افزایش مشارکت
کنندگان در بازار و ... اشاره کرد.